![]() |
![]() |
|
| tanhaye va asheghy |
|
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 21:13 توسط Hanieh |
|
|
نشسته بودم گوشه حیاط تو خودم بودم.اون تو هم باور کن خبری نبود..فقط هر چی بود تازه نبود...یا اون چیزائی بود که دیده بودم یا اونائی بود که از بس بی رنگ بود اصلا نمی شد تشخیصشون دادبه هر حال یه لحظه حوض ماهیا منو به خودش جلب کرد .دیدم دو تا ماهی قرمز دارن دنبال هم می کنن.بعد از چند دقیقه اومدن و در یک لحظه لباشونو گذاشتن رو هم .از دیدن این صحنه حظ کردم.کنجکاو شدم و رفتم نزدیکتر تا ببینم اونا چیکا می کنن که گوئی فهمیدند دارم نگاشون می کنم خجالت کشون هر یکی رفت یه گوشه حوض و پشتشونو کردند به من و همونجور واستادندشبش یکی از ماهیا اومد تو خوابم....می گفت تا حالا کسی و دوست داشتی؟گفتم چطور؟گفت می خواستم ببینم از این جور چیزا درک داری یانه؟گفتم آخه این حرفا واسه چیه؟گفت می دونی اگه راز عشق فاش بشه چی میشه؟گفتم نه.چی؟ می گفت اینو بدون اگه عاشق شدی هیچ وقت بهش نگو...حتی محبت هم نکن...حتی بروز هم نده..... مات مونده بودم.....گفتم حالا مگه چی شدهمی گفت تو دیدی جریان حوض و من اون یکی ماهی قرمز و...؟گفتم آره گفت یادمه یه عاشق دلسوخته موقع مرگش تمام اونچه واست گفتم به من گفت.... اون می گفت من به اونچه گفتم عمل نکردم ماهی قرمز در حالی که گریه می کرد گفت منم نتونستم بر احساسم چیره بشم و نتیجش اونی شد که خودت دیدی... بهش گفتم چرا الان داری به من میگی ؟نگاه معنی داری به من کرد که نفهمیدم معنیش چیه و رفت...هر چی داد و فریاد کردم جواب نداد یه دفعه از خواب پریدم...سراغ حوض رفتم...ای داد بی داد ...ماهی قرمز بی جون رو آب افتاده بود...اون یکی ماهی بی تابی کرد و بعدشم اومد کنار ماهی دلداده... یه برقی تو آب دیدم انگاری گریه می کرد آره..انگاری حیوونی تازه رفته بود...به فاصله رفتنش از خواب منم پریدم از خواب...
فکر نکنین خودم نوشتم من از این کارا بلد نیستم زحمت این مطلب قشنگ و زیبا رو یکی از دوستای من که خودش می دونه خیلی دوسش دارم بنام:احسان سالمی کشیدن. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 21:0 توسط Hanieh |
|
|
بر سنگ قبر من بنوسيد خسته بود . اهل زمين نبود. نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد مانده بود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 20:50 توسط Hanieh |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 19:39 توسط Hanieh |
|
|
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم هرگز یک دوست قدیمی را ترک نکنید. جانشینی برای او پیدا نخواهید کرد. دوستی مانند شراب است. هر چه کهنه تر، بهتر افلاطون " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشقه. زيباترين عکسها در اتاقهاي تاريک ظاهر ميشن ! پس هر وقت تو قسمت تاريک زندگيت واقع شدي .. بدون که خدا مي خواد 1 تصوير زيبا ازت بسازه ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضي ها از چشمت جاري ميشه مي دوني اشک گاهي از خنده هم با ارزش تره چون ا لبخند رو مي توني به همه هديه بدي اما اشک رو براي کسي مي ريزي که دوسش داري
منتظر باش اما معطل نشو.تحمل کن اما توقف نکن.قاطع باش اما لجباز نباش.صریح باش اما گستاخ نباش.بگو اره اما نگو حتما.بگو نه اما نگو ابدا کسی رو که باهاش خندیدی رو می تونی فراموش کنی اما اونی که به خاطرش گریه کردی هرگز از یاد نمی بری
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 19:24 توسط Hanieh |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 0:39 توسط Hanieh |
|
|
پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟
پسر:اِ اِ چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه
دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟ پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه ام ای تی امریکا دارم. شما چی؟ دختر:من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم. پسر:ووو........ از اشناییتون واقعا خوشحالم. دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين ؟ دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟
دختر: چي؟وحيد تويي؟
پسر :باشه عمه مولوک ...بای بای.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 19:40 توسط Hanieh |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 18:20 توسط Hanieh |
|
|
در تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس
عصباني نيست. هيچكس سوار بر اسب نيست. هيچكس را در
حال تعظيم نميبينيد. هيچكس سر افكنده و شكست خورده
نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني
در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه
برده داري در ايران مرسوم نبوده است و در بين صدها پيكره
تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و
عريان وجود ندارد .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 18:1 توسط Hanieh |
|
|
غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم........ تا ابد با درد و
رنج خويش خلوت مي كنم ....رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه
شده....... من در اين ويرانه ها احساس غربت مي كنم......
چشمهايم خيس از باران اشك و انتظار......... من به اين
دوري خدايا كي عادت مي كنم ؟ مي روم قلب تو را پيدا
كنم........ برق چشمان تو را معنا كنم....... مي روم شايد كه
در دشتي بزرگ معني عشق تو را پيدا كنم........ مي روم تا
با نگاه گرم تو اين دل ديوانه را شيدا كنم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 11:1 توسط Hanieh |
|
|
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر
در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر
همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما
همه همسفريم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 10:55 توسط Hanieh |
|
|
بهترین رنگها رنگ بیرنگیست ؛ رنگ ابر ، رنگ شبنم ، قطره رنگ روح… ؛ بیرنگی بهتر از این رنگهای بازاریست... .
هرگز لبخند را ترک نکن ،حتی وقتی ناراحتی،چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.
دوستت دارم، نه بخاطر شخصیت تو ،بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.
هرانساني لبخندي از خداست تبريک به تو که زيباتريرين لبخند خدايي.
میگن آره دستات ولی سرده چشمات پی چشمام هیچ وقت نمیگرده سایه های تردید افتاده رو قلبم با تموم اینها باز دورت میگردم میگردم میگردم باز دورت میگردم!!! یا رومی رومی یا زنگی زنگی یا شیشه ای باش و یا همیشه سنگی.
شبي از شب ها تو به من گفتي که شب باش من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي که تو فا نوس شب من باشي.
می بوسمت زیر نور ماه زیر پت پت خورشید بگذار حسودی کنند تمام رنگین کمانها به بوسه های تو بر من به بوسه های من بر تو بانوی من... .
در زندگی بارون نباش که فکر کنن با منت داری خودتو به شیشه میکوبی ، ابر باش که منتظرت باشن که بباري.
هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمونهم رسيد يادش باشه ريشش کجاست. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 23:47 توسط Hanieh |
|
|
سلام خوبین؟ بگزریم از همه ی اینا امروز برای شما دوستان گلم چند تا مدل لباس گزاشتم. نظر یادتون نره حتما ادامه مطلب رو نگاه کنین و به من بگین بازم مدل لباس بزارم یا نه؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 13:38 توسط Hanieh |
|
|
همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست خیلی ها می روند تا
ثابت کنند که عاشقن |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 16:6 توسط Hanieh |
|
|
عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 16:0 توسط Hanieh |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
salam be shoma dostane aziz,man hanieh motevale 15 deye sal 1370 hastam. sale dovome dabirestan va tajroby mikhonam. asheghe shero romano adabiyatam ,va mamon az inke az weblage khodeton didan kardin in ham IDye mane ,khoshhal misham bahaton dar ertebat basham:silver_couch2000
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|